یک عروسک بافتم و یک موش ریزه و به فروششان امید دارم
هنوز کتابخانه تمیز نشده و هنوز فیلم را تا اخر ندیده ام
دیروز به مدیر ساختمان گفته ام ماشین در پارکینگ من پارک نکن برداشته یک طومار از مشکلات ساختمان ردیف کرده و گفته اگر ریزبین هستی این مشکلات را هم ببین دم خروس چه ربطی به قسم حضرت عباس دارد آخر.با ادم بددهن و یارجمع کن دهن به دهن نشدم و جوابش را هم ندادم
پدرم برداشته روز پدر برایم تخم مرغ محلی و میوه کنار آورده آخر من فدایش نشوم؟
بروم یک املتی بسازم برای ناهار ... گوربابای دنیا و مافیها