حالا که چانه ام گرم است و دستم به نوشتن رفته بگذارید بگویم که در سی و نه سالگی برای خودم تولد گرفتم دوستان را دعوت کردم و خواننده اوردم و رقص نور و تولدی شد بیاد ماندنی به خودم قول دادم که جشن چهل سالگی را با ساز نی انبان برگزار کنم ... بعد از تولد نوار جنوبی هرمزگان تا بوشهر را به شیوه خودم به سفر رفتم و چقدر سفر بیاد ماندنی شد برایم دو دوست مجازی را از نزدیک دیدم و هزار ماجرای خوب و بد را در سفر از سر گذراندم و البته دی ماه پر حادثه ای بود برای همگیمان ....
یک روز هم می آیم و از اهداف و آرزوهایم برای سال جدید میگویم یک روز که خیلی هم دور نیست ....