بعد از اون دسته از آدمهایی که میان بازارچه خیریه و چک و چونه میزنن برای خرید از بازارچه و من نمیفهممشون آقا شما در توانت نیس نخر اگر خواستی بخری برای کار خیر چک و چونه نزن برو در سوپرمارکت یه بستنی بخر نوش جان کن ... دسته دوم ادمهایی هستن که با رفتارشون روی نیت خیر بقیه تاثیر منفی میگذارند شما میگی آدم باید اونقدر اراده اش قوی باشه که تاثیر نگیره درسته؟ من میگم ما مردم ایران بشدت مردم دهن بینی هستیم و اگر بگیم تاثیرنمیگیریم شکر خوردیم اینا رو گفتم که بگم در حدتوانم متریال از بازار تهران و حتی شیراز سفارش دادم دوستام خریدن و به دستم رسوندن برای جشنواره امون که دو روز بود کلی بدلیجات ساختم و بردم بازارچه ... تعدادی از دوستام حمایت کردن دمشونم گرم... برای اون دسته که به هر دلیلی موفق نشدن بیان بدلیجات دستساز رو اوردم سرکلاسم که بتونن در این کار خیر شرکت کنند ... یه عده اشون خریدن با جون و دل و حتی سفارش هم دادند برای کارای جدید ... یه عده گفتن ما کسی نداریم که اینا بدردش بخوره یکی که اتفاقا شغلش جوریه که با جون ادمها سر و کار داره اول شروع کرد به مسخره کردن دوم انکار اینکه اینا دستسازه های خودت نیست و چون دید بقیه از من حمایت میکنند گفت من نمیدونم چرا همه یه چیزی دستشون گرفتن به اسم خیریه میفروشن من الان یادم نمیاد چی جوابشو دادم ... باید بهش میگفتم از شما که شغلت نجات آدمهاست بعیده باید میگفتم من از شما گدایی نکردم در ازای کار خیرتون دارم محصول بهتون ارائه میدم باید میگفتم خدارو شکر کنید که دوستان اطرافتون دستشون به خیر میره نه شر... باید میگفتم این کارا لیاقت میخواد که شما نداری...

ما برای ساخت یک بیمارستان جهت کودکان مبتلا به سرطان به کمک مردم نیاز داریم و منم در حد توانم دارم کمک میکنم ... خیریه در تمام دنیا مرسومه و مردم خودشونو به آب و آتیش میزنن که بتونن حرکت خیرخواهانه انجام بدند ... دعا کنیم حس همنوعدوستی تو وجودمون نمیره ... دعا کنیم دلامون سنگی نشه...

استقبال مردم از بازارچه ما بینظیر بود ... مردم اگر بخوان غوغا میکنند ...دم هم استانیام گرم ...

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۶/۱۱/۰۸ساعت ۱:۱۳ ق.ظ  توسط فَ فَ  |