با این وبلاگ تازه اشنا شده ام شما هم آشنا شوید- کلیک
از روزهایی که حوصله هیچکس و هیچ چیز را ندارم... از روزهایی که حتی سلام دیگران هم حکم ناسزا را برایم دارد... از روزهایی که به رژیم گرفتن و لاغر شدن فکر میکنم و باز دم دستی ترین چیزی که در یخچال باشد را برمیدارم میخورم با خودم فکر میکنم من واقعاً چیزی نمی خورم پس چرا روز به روز چاقتر می شوم ... ناهارها به خاطر حال نداری ِ من اکثراً بدون برنج هستند شامها با میوه سپری می شوند... شکلات تلخ در حد یه تیکه خیلی کوچیک تا دلت بخواهد چایی سبز تلخ که بچه فامیل حاضر است دوبرابر من چاق شود اما لب به این زهر ماری که من می نوشم نزند... کلم بروکلی و کلی سبزیجات که به زور فلفل سیاه و نمک و آویشن خوش طعم می شوند ... این روزها از خودم متنفرم یک سفر دلم میخواهد فقط سفر ... محیط کار برایم زجراور شده است انگار روحم را به سلاخی می برند هر روز صبح دعا میکنم کاش فردا دیگر نیازی نباشد به این شرکت برگردم ... به والدینم هفته ای یکبار سر می زنم نمی دانم در تنهایی چه میکنند اما هرچه باشد از ترکش بدخلقی های من در امانند...
برچسبها:
از خودم,
لینکای خوب
+
نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۹ساعت ۱۰:۱۳ ق.ظ  توسط فَ فَ
|