حالا که دختر داییم برنامه واسه قشم ریخته بود ما هم پاشدیم رفتیم قشم که یه روز رو با اون بگذرونیم من و مامانم البته... رفتیم درگهان یه کالسکه اجاره کردیم بیعانه صد تومن گذاشتیم و ساعتی 2500 هم کرایه اش بود به جای بچه که بند نمیشد تو کالسکه بارامون رو انداختیم توش...

دختر داییم خیلی خوبه بی نهایت خوبه ... لهجه غلیظ یزدی داره که من بی لهجه هم مثل اون دارم با لهجه حرف می زنم ... بچه داری می کنه برات باقلوا یعنی تا بچه رو میگیره دستش میگه وای وای وای کمرم شکست و بچه رو میده بغل ماها... اسمشو گذاشتم مادر نمونه ... برخلاف عروسمون که وسواسه این ریلکسه و وقتی از عروسمون بش گفتم و از حساسیتاش در جوابم با لهجه شیرینش گفت من خودمو دوس دارم مثل اون نیستم اینجوری فقط خودش اذیت میشه... خلاصه ما کل درگهان رو گشتیم مامانم برای عیدش خرید کرد ... دخترداییم هم چند تیکه ای ورداشت و بقیه خریداشو گذاشت واسه امروز ... بی نهایت شلوغ بود جزیره...برنامه من رفتن به جزیره هرمز و دیدن فرش خاکی بود این چند روزه هیچی طبق برنامه پیش نرفته که این یکی پیش بره...

اینم بخشی از خریدام ... و البته هدیه های روز ولنتاین به خودم...

این گوشواره رو پشت و رو عکس گرفتم الان متوجه شدم چون روش صیقلی تره و آبکاری نقره اس این...

تو سایتای اینترنتی از این انگشتر زیاد دیده بودم و الان منم یکیشو دارم ...

خانوم جسیکا آلبا هستن ایشون خخخخخخخخخ... یه مغازه تو درگهان هست عروسک کیلویی ۲۵ تومن می فروشه از اونجا خریدم من این خانوم رو...

و اینم یه میوه ناشناخته برای من که اسمش رو نارنگی مینیاتوری گذاشتم اسم خودش سخته دوستی فرمودند کرمانتینه نام دارند اینها...



برچسب‌ها: خریدانه
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۶ساعت ۱۰:۴۳ ق.ظ  توسط فَ فَ  |