آرایشگرم از اون سالن بعد از شیش سال اومده بود بیرون و داشت برای خودش کار می کرد مدیرسالن قبلی به مشتریاش گفته که این خانومه کمردرد داره و برمی گرده ... آرایشگرم شاکی بود که چرا اون مدیر سعی داشته حتی با دروغ مشتریاشو نگه داره و می گفت مگه صدتا مشتری من چه دردی از اون خانوم دوا میکنه با اون همه کبکبه و دبدبه ای که داره...
یه لوازم آرایشی خیلی شیک دیدم چهارراه داماهی چقدر متنوع بود اجناسش و چقدر فروشگاهش بزرگ بود شاپرک رو میگم...
یه ستاره دریایی خریدم خیلی خوشگله اما نمی دونم چرا اینقدر صدف و گوش ماهی گرونه ... آقاهه که معبد هندوها صنایع دستی دریایی می فروشه گفت ماهی دو تومن اجاره میدیم برای یه فضای باز ...
و یه ظرف رنگی رنگی هم خریدم که روح و روان آدم رو تازه میکنه صدالبته اگر پر از آجیل باشه...
عکسهای خریدام اینجاس - کلیک
اینجا رو ببینید - رشت به روایت تصویر
و این عکس خلاقانه
