من از اصطلاحات فوتبال به آن صورت چیزی سر در نمی آورم با آنکه هر از چندگاهی برنامه نود را هم می بینم... اما از دوران کودکی برادرانم به یاد دارم که همیشه در حیاط خانه پدری فوتبال بازی می کردند و این جمله را وقت پنالتی زدن می گفتند که" از راه دور دروازه خالی" این بماند تا بگویم...
راستش خیلی وقت است که میخواهم بنویسم اگر از شخصیت من در این وبلاگ خوشتان آمده و من در نظرتان با این نوشته ها مقبول هستم هرگز سعی نکنید که در دنیای غیرمجازی با آنچه که برداشتتان از اینجاست با من آشنا شوید چون برداشتتان خورد و خاکشیر می شود و ف ف از آنچه در وبلاگ می بینید بدتر است...
اصولاً فکر میکنم وبلاگ مکان خوبی برای آشنایی بیشتر نیست خصوصا برای روابط دخترپسری (اسم دیگری برایش به ذهنم نمی رسد) ... مثلا من می آیم می نویسم آنهم مثل کف دست صاف و بی شیله پیله شمای مخاطب هم می آیی می خوانی و چه بسا روزانه های ریز و درشت من را از بر می شوی و خوب می خواهی از در آشنایی وارد شوی و چه می شود ؟ می شود یک رابطه یه طرفه که آن طرفش که شما باشی من را شناخته (یا به خیال خودش شناخته) و من که اینطرف ماجرا هستم هیچ چیز از تو ی مخاطب نمی دانم جز مثلاً یک ایمیل (آنها که وبلاگ دارند بحثشان جداست) بعد فرض کن لانگ دیستنس هم هستیم ... بعد من چقدر از آب و هوا بپرسم خوب ؟ یک وقتهایی آدم میخواهد از بعضی چیزها هم بپرسد اصلا پرسیدن لازمه آشنایی و ارتباط بیشتر است و خب تو مخاطب در جوابم سکوت کنی یا در افق محو شوی یا نخواهی جواب دهی و خب من ندانم که چه کار باید بکنم و بخواهم که ایگنور کنم طرفم را و آنجاست که تو مخاطب بگویی "بروم تا غرورم بیشتر از این له نشده" و من بشوم این مدلی ![]()
خب اگر به نظر خودت دلایلی برای جواب ندادن به سوالات داری و یا هنوز وقتش نشده دیگر ارتباط معنی ندارد اگر صبر نداری یک طرفه بودن هم باز معنی ندارد ... همه هم بلد نیستند دلشان را به یک "سلام صبح بخیر" خوش کنند و قانع شوند به آن...
من اعتراف میکنم مدیریت این نوع رابطه را اصلاً بلد نیستم ... بلد نیستم کجدار مریز ادامه دهم... بلد نیستم اعتماد کنم ... بلد نیستم احساس خرج کنم ... بلد نیستم دوباره زمین بخورم ...
این را نوشتم برای همه شماهایی که از این در میخواهید با من آشنا شوید... بارها گفته ام من اهل تخیل نیستم اهل افسانه پردازی نیستم . ور منطقی مغزم بیشتر دارد کار میکند و به احساسم مجال خودنمایی کمتر می دهد در طی این شش سال اینطور شده ام ... اما اگر احساسم آبی بیابد شناگر ماهریست...
مصداق آن جمله " از راه دور دروازه خالی " هم این باشد که حال که راه دور است لااقل دروازه را خالی بگذار...