بعد از چند روز که دوباره روزه گرفتم امروز حالم به طرز فجیعی بد شده از اول ماه رمضون هم بدتر انگار که مثلاً امروز تازه استارت زده باشم برای روزه روزای قبل روزه نبودم و اصلاً سر ِ کار نه گشنه میشدم و نه تشنه امروز 12 نشده من احساس ضعف دارم... مدیر ایراد گیر هم بدجور با آماراش داره میره رو اعصابم ... ده تا فایل داده و میگه این ده تا فایل رو با هم چک کن ببین کدومش آپدیته جالبه که هر ده تاشم مثل همن با تاریخای متفاوت من با این کامپیوتر زپرتی که به زور یه فایل رو باز میکنه چطوری همزمان دوتا فایل رو مقایسه کنم رو آوردم به کاغذ و قلم جالب اینجاس که پرینترم وصل کرده به لپ تاپ خودش و نمی زاره یه پرینت بگیرم حتی که لااقل پرینتا رو با هم مقایسه کنم و شعارشم اینه که " می دونی برای یه کاغذ چقدر درخت قطع میشه؟" به من چه بابا گور ِ بابای درخت و همه این شرکت اصلاً...

تازه همه اینا به کنار تاریخ ممیزی و موندن من پیش این مدیر احمق هم عقب افتاده و تو شهریوره و من باید دوماه دیگه هم اینجا بمونم... بهش گفتم من برای شهریور بلیط مشهد و رزرو هتل دارم ( امام رضا بطلب دیگه) و نیستم تا حساب کار دستش بیاد...

خانومی که این مدیره مرتب جلوی روی من تعریفشو میکنه از هر فایلی هزار تا تو کامپیوتر گذاشته و رفته یه واحد دیگه ...فقط کافیه مثلاً سرچ کنی آمار مرداد 89 هزاران فایل برات می یاد حالا کدومش فایل مورد نظر ِ خدا می دونه و انسان باید واقعاً شانس داشته باشه و خونش رنگین باشه که با این طرز فایلینگ کامپیوتری و گند زدن به کل سیستم هنوز ازش تعریف کنن ... آخه احمق حداقل ازش تعریف نکن دیگه...

فقط فکر کردن به فرنی که دستور پختش اینجاس می تونه کمی آرومم کنه...

تو این شبای قدر برام دعا کنید که یه اراده پیدا کنم و از این محل کار بزنم بیرون...

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۲/۰۵/۰۷ساعت ۱۱:۵۱ ق.ظ  توسط فَ فَ  |