هر قرار وبلاگی رو یه اتفاقی پیش اومد که نرفتم یکیشو حتی خواب موندم اما ایندفعه با یه دوست خوب رفتم سر ِ قرار بهانه اش هم شد خرید از یه مرکز خرید که چند صباحی بیشتر نیس باز شده ... دوست ِ مهربان ِ من یه مامان خوش ذوقه که با هر رنگ صورتی به یاد دختر مهربونش می افته... خب البته تو خرید هم از هرچی خوشش بیاد می خرتش این قرار دلنشین بود گذر زمان رو احساس نکردم ... دوستم برام یه گوشواره زیبا کادو آورده بود و منو سوپرایز کرد... امیدوارم در مقابل مشکلات زندگی خم به ابرو نیاره و می خوام بهش بگم خدا نعمت مادرشدن رو نصیبت کرده و تو لیاقتش رو داشتی بی شک لیلای من ...
این شعر هم تقدیم به تو...

نه، تو تنها نیستی ، ماهی و زورق و پارو پس چیه؟
نه، تو تنها نیستی ، این همه ستاره پس مال کیه؟

نه،تو تنها نیستی ، خلوت ِ دل کده ی ِ نقاشیه
نه ، تو تنها نیستی ، فکر ِ آزادی خود زندگیه

نگو ما دو تا کمیم
من و تو این همه ایم

ای عزیز گل ریز
عشق یعنی همه چیز

نه، تو تنها نیستی، نا تمام ِ من تمام ِ تو میشه
نه، تو تنها نیستی، دست ِ من سفره ی شام ِ تو میشه

حتا تبت قد ِ بام ِ تو میشه
ماه نقره ای به نام ِ تو میشه

نه، تو تنها نیستی
نه، تو تنها نیستی

نگو ما دو تا کمیم
من و تو این همه ایم

ای عزیز گل ریز
عشق یعنی همه چیز

درد بی دردی و دردی دل پیچ
درد بی عشقی ما یعنی هیچ

مثل یک آینه ی بی جیوه
خاک بی عشق جهان بی میوه

نه، تو تنها نیستی
نه، تو تنها نیستی

نگو ما دو تا کمیم
من و تو این همه ایم

ای عزیز گل ریز
عشق یعنی همه چیز
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۲/۰۵/۰۷ساعت ۸:۵۱ ق.ظ  توسط فَ فَ  |