دوست دارم یادی کنم از دوستایی که روزگاری وبم رو میخوندن وبلاگ هم داشتن اما خیلی وقته که دیگه نمی نویسن یا دست ِ کم تو اون وبلاگ نمی نویسن و من نشونی ازشون ندارم
یکیشون شیدا بود ... شیدا بی نهایت ملاحظه حال و روزمو می کرد و حتی اصرار داشت عاشقونه هاشو نخونم اگه حالم بد میشه ...
کتایون عزیز با وب صبح بخیر...
اکرم عزیز که مشکلات زیادی رو تحمل می کرد...
دخترک نازنین و دل نگرونی هاش...
مرجان با وبلاگی به نام از قلب کویر یادمه خارج نشین بود ...
دیلماج ِ گل هم یادمه بیشتر از مصائب و مشکلات جامعه و کارش می نوشت...
نسیم عزیز که از اولین ها بود...
مرد بارانی نفر بعدیه...
هدی رو خیلی می خوندم از نوشته هاش انرژی می گرفتم ...
یه همسایه تو همین شهر زندگی می کرد و به طنز می نوشت و عالی هم بود انصافاً...
سانیا بی نهایت پرمخاطب بود و از عاشقونه هاش می گفت عاشق درس و مشقش بود و آخرشم با عشقش ازدواج کرد...
رامونا دختری که شکوه داشت از همه ولی خوبیهای زندگی رو هم میدید گل دیزی رو خیلی دوس داشت و من عاشق این دختر بودم...
جانان که از ته دلم آرزو دارم به عشقش مهربانش رسیده باشه...
نوشی و جوجه هایش وای چقدر عاشق بچه هاش بود و چقدر من عاشق نوشته هاش...
کوریون که خیلی سخت می نوشت اما بازم من می خوندمش...
دختری از جنس جک و جونور از اسمش پیداس چه آتیش پاره ایی بود...
شیوا خانوم ِ گل...
خاله سه حرفی که تو سفرم به مالزی خیلی کمکم کرد با اطلاعاتش...
دوستان تو پیوندهای وبلاگ نشونی اونایی که بلاگفایی نیستن رو وارد کردم اونایی که اینجا رو میخونن و بلاگفایی نیستن بگن که من وارد کنم آدرسشون رو ... بلاگفایی ها هم که با امکانات بلاگفا خونده میشن و از آپ شدنشون خبردار میشم...