جدیداً به دو بیماری دچار شدم  بیماری خوردن هر روزه ی تنقلات... چندین ماه بود که چیپس و پفک و کیک و بیسکوئیت و سس رو کنار گذاشته بودم و بی میل بودم بهشون حتی به جاشون میوه و لواشک و شکلات تلخ و چایی سبز می خوردم... ولی دوباره همه این تنقلات برگشتن به زندگی ِ من و کارم داره سخت میشه بخاطر بیماریم نباید اصلاً این چیزا رو بخورم چون باعث چاقی و چربی دور ِ شکم میشه و مریضیه عود میکنه...

بیماری بعدی هم خرید افراطی هستش مثلاً دیروز رفته بودم برای نو رسیده های همکارام کادو بگیرم چون این دو تا همکار همه جور هوامو داشتن و تو عزا و شادیای من سهیم بودن... لباس بچه خریدم از یه حراجی که اتفاقا جنساش خوب و تایلندی بود تو بندر جنس خوب یعنی مید این تایلند... بعد تو مرکز خریده گشتم این گشتن همان و خریدن یک گوی رقصان و موزیکال هم همان ... بعد یه تاپ هم از یه حراجی دوباره خریدم... کاغذ کادو اومدم ور دارم از این گیره های فانتزیم برداشتم ... لاک kenci هم برداشتم ... اسمارتیز و چای سبز اعلا هم اومد روش اونوقت خودمو به زور از تو مرکز خرید کشیدم بیرون الان دارم به خودم بدو بیراه می گم که مدتهاس برای خرید مانتو یا پارچه مانتویی برای سر ِ کار به خودم میگم " بزار ماه ِ بعد" ولی اینجوری دارم هر چی به چشمم میاد رو می خرم ... فکر کنم باید یه هدف  بزرگ برای خودم بزارم که برای رسیدن بهش پولامو save کنم و اینجوری آتیششون نزنم...

امروز این مدیره که دارم باهاش کار میکنم می گفت " میخواستم بگم یه خورده رسمی تر نامه و صورتجلسه تنظیم کنید " و این عامیانه نویسی بخاطر وبلاگمه صد البته .حتی تو ترجمه هم عامیانه نوشتم جمله هامو و این خیلی بده که من نگارش اداری ندارم یعنی داشتم و الان داره به فنا میره ...

من هم رای میدم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۲ساعت ۱۲:۲۷ ب.ظ  توسط فَ فَ  |