باید به مدیرم یه مسائلی رو بفهمونم اینکه اگر مطلبی رو می شینم ترجمه میکنم بعد ویرایش و تایپ و پاورپوینتش می کنم نباید فقط به اسم اون تموم بشه ... باید بفهمونمش که من اینجا به خاطر اینکه منشی نباشم اومدم وگرنه اگر قراره منشی باشم و همون کارای هماهنگی رو انجام بدم و همون کنایه ها رو بشنوم و تو یه جای بی امکانات بیام کار کنم که سرویس بهداشتیش صد فرسخ دوره ازم یه دفتر و سیستم هم در اختیارم نیس و یه قطره اب ِ خوردن هم توش پیدا نمیشه و حقوقمم همون قبلی باشه خب پس قطعاً مرض دارم که کارمو عوض کردم ... حالا چه گیریه که به منشی بودن دادم اینه که هیچ جای پیشرفتی نداره و فقط ببخشید منو خرحمالیه...

اون موقعی که من سر ِ اون کار بودم روزای تعطیل اجازه نداشتم که بیام سر کار و خب اضافه کاری هم نداشتم ولی امروز جانشین من که از فامیلای درجه یک مدیرمه پاشده رفته سرکار که هم اضافه کار بگیره و هم اینکه وقت و بی وقت به من زنگ بزنه و با اتکای به من کارا رو انجام بده که خب البته کور خونده و من به زنگاش جواب نمیدم وقتی کسی حقوق خونده باید بدونه که هرکسی یه حق و حقوقی داره و ساعت 2 ظهر وقتی تو خونه اس نباید بهش زنگ زد و اگرم کاری رو بلد نیس خب می نشست تو خونه و نمی رفت اضافه کاری بعله به همین راحتی...

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۱۶ساعت ۲:۴۸ ب.ظ  توسط فَ فَ  |