محضر دار از همشهریای خانواده همسرم بود... با من طوری برخورد کرد که انگار به زور برای امضاء اسناد به اونجا مراجعه کردم... کلی امضاهای صفحات رو با هم مقایسه می کرد و همه جا رو هم تاکید داشت که حتما پسوند فامیلم رو بنویسم... راسش اصلن فکر نمی کردم که نوشتن پسوند مهم باشه وگرنه خودم بدون تذکر اون می نوشتم ... وقتی خودت با دست خودت چیزی رو بخشیدی دیگه دلیلی نداره که بخوای از زیرش شونه خالی کنی شایدم من اشتباه کردم شایدم به قول اون کارشناس دادگستری باید حقم رو تا قرون آخر ازشون می گرفتم و وقتی به التماس و التجا افتادند اونوقت می بخشیدم... امیدوارم بعد از این هیچ برخورد تلفنی ، حضوری و حتی غیرمستقیم با هیچ کدوم از اعضای این خانواده نداشته باشم... امیدوارم دیدارم با اونا به قیامت باشه اونم فقط در حضور همسرم...
برای اونایی که در جریان کارای من نیستند بگم که من در ابتدا کارای انحصار وراثت رو به پیشنهاد خانواده همسرم به خودشون سپردم و هیچ اقدامی نکردم اما بعد از گذشت یه سال دیدم اونا به بهانه " ما داغداریم و دل نداریم بریم دنبال کاراش" هر روز کارو به عقب انداختن منم رفتم وکالتم رو ازشون پس گرفتم یه وکیل گرفتم مطالبه مهریه ۱۰۵ میلیونی رو کردم که از ماترک همسرم بهم می رسید... که در این میون همسرم ۳۰ میلیون بدهی به بانکها داشت من خونه رو به خانواده همسرم بخشیدم که با فروش اون بدهی ها رو صاف کنند و خودم دیه و بیمه عمر و سنوات همسرم رو برداشتم... علت بخشیدن اون خونه فقط همین بود...