ندیده و نشناخته با یه چت کوتاه به طرف میگیم کشته مرده تیم، ازت خوشمون اومده، تو خوبی ،با بقیه فرق داری، چنینی و چنانی ... همیشه هم برات وقت داریم و این حرفا ... تازه از طرف مقابل هم می نالیم که چرا احساس خرج رابطه نمی کنه و سرده و اینا... هنوز چندصباحی از این رابطه نگذشته که میریم و پیدامون هم نمیشه بدون اینکه دلیل این غیبت رو بگیم میخوام بگم اون اظهار علاقه و عشق آتشین کجا و این قال گذاشتنا کجا.... وقتی میخوایم کسی رو ترک کنیم مرد و مردونه (حتی اگه زن هستیم) بهش بگیم که چرا این کارو میکنیم... طرف رو با یه علامت سوال بزرگ ول نکنیم به امون خدا... این رسمش نیست... از این موردا اینقده سراغ دارم که نگو...
دیروز به خاطر رنگ موی" کلاینر " کل ِ بندر رو زیر و رو کردم تا بالاخره پیدا شد ... اگر اتفاق خاصی پیش نیاد امروز بعدازظهر میرم که موهامو بادمجونی تیره کنم... هرچند آرایشگرم میگه حیفه و وقتی موهاتو تیره کنی دیگه روشن کردنش سخته... هرچند همه شیفته رنگ کنونی موهام هستند اما من به یه تغییر نیاز دارم... راسش در جواب این سوال بقیه که می پرسند متاهلی یا مجرد ؟ نمی دونم چی جواب بدم... خریدای ناقابل دیروز من ۵۴ تومن آب خورد به تلافی این یه هفته که جایی نرفته بودم...
یادم رفته بود بگم که آتی تو امتحان آموزش و پرورش قبول شده و تو یکی از شهرهای اطراف بندر معلم ورزش شده... تا ۵ سال هم به اونجا تبعیده و باید بگذرونه... هرچند مدتهاست ازش بی خبرم اما هرچی باشه دخترعمو هستش و باهم نون و نمکی خوردیم یه زمانی...