يه چن وقتي خونه من رو حشرات ريزي كه نه سوسك بودند و نه شپش برداشته بود... يعني محال ممكن بود كه تو يه جاي خونه قدم بزاري و اين موجودات رو نبيني اغلب هم با يه گروه و كلوني ازشون مواجه مي شدي كه انگاري مثلا خودكشي دسته جمعي كرده باشند محل تجمع هم اكثرا پشت ميز تلويزيون بود اين موجودات ذهنم رو بدفرم  درگير خودشون كرده بودند جوري كه كار من شده بود روزي صدبار تلويزيون و ميزش و آيفون بالاسري و اسپيليت و تموم در و پنجره ها رو وارسي كنم ببينم آخه از كجا ممكنه اينا اومده باشند و چون تو رسيدن به جواب سوالام آدم پيله ايي هستم  اونقدر وقت سر اين ماجرا تلف مي كردم و به نتيجه نمي رسيدم كه خدا داند... بعدشم پا ميشدم جاروبرقي رو مي ياوردم و اجساد شوسكها ( تلفيق سوسك و شپش) را جارو مي زدم ... ديگه كم كم داشت زندگيم با همين شوسكها عجين مي شد ... تو رختخوابم تو حموم تو يخچال و هرجايي كه فكرشو بكني اين موجودات نفوذ كرده بودند هرچي هم پيف باف خرجشون مي كردم انگاري مثلا داري بهشون ادوكلن مي زني ، تعداشون بيشتر مي شد... تا اينكه همين پريشب كه مامان اينا دعوت بودند پيشم و داشتم خونه رو مرتب مي كردم ديدم تو كابينت هم از اين شوسكا زياده عينهو همون پشت ميز با اين تفاوت كه ايندفعه يه كلوني زنده بودند به گوني برنج مشكوك شدم و درش رو كه باز كردم با هزاران هزار شوسك مواجه شدم و في الفور در كيسه رو بستم و خوشحال از اينكه منبعشون رو پيدا كردم به بقيه كارام رسيدم... آخرشم برنجا رو بردم خونه مامان اينا تا هرجوري صلاح مي دونند خودشون يه بلايي سرشون بيارند... حالا از ديروز تا حالا موندم اين موجودات از تو گوني برنج اومدند و تو خونه پخش شدند يا نه از تو خونه رفتند و تو گوني برنج جمع شدند؟ و از ته دل آرزو مي كنم كه گزينه اول صحيح باشه چون درگيري ذهني ديگه ايي به نام مشكل قطعي آب ساختمون دارم و ديگه نمي تونم وقت صرف اينا كنم...

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۹/۰۶/۱۳ساعت ۱:۵۵ ب.ظ  توسط فَ فَ  |