+ اول از همه خيلي خوشحال شدم كه رامونا ارشد قبول شده... استحقاقش رو داره و نوش جونش...
++ مامان استراحت مطلق داره به مدت ۵ روز... با وجود اون لعنتي و خوردن يه ژلوفن تونستم خودم رو سر ِ پا نگه دارم و كاراي خونه رو به جاش انجام بدم... اينكه نزاري مامان از جاش بلند بشه يه مصيبته به هيچ وجه قانع نميشه بايد هزار تا روز ِ بد و خداي نكرده رو پيش چشمش بياريم تا بلكه يه ريزه راضي بشه كه استراحت كنه...
+++ يكي از اقواممون فشارش به ۲۵ رسيده و سكته خفيف زده و خون داره با فشار از دماغش مي ياد... تازه سينوزيت و ديابت و عفونت ريه هاش هم عود كرده... آدم خوب و خيريه فكرميكنم داره تاوان چندتا از گناهايي كه احتمالن تو زندگيش داشته رو پس ميده تا پاك از دنيا بره... هميشه در مورد آدماي خوب اين فكر به ذهنم مي رسه...
++++ من خيلي دارم سعي ميكنم عادتاي بدم رو كنار بزارم... يكيشون اينه كه وقتي از دست كسي عصباني ميشم ديگه نمي تونم باهاش حرف بزنم... جوابام به زور و يه كلمه ايي ميشن... رسمي ميشم باهاش و به طرز عذاب آوري تو اخلاقم صفر و يكي هستم يعني يا خوب ِ خوب يا گندِ گند... خيلي بهتر از پنج شيش سال قبل شدم اما بازم يه رگه هاي مشهودي هستند هنوز كه باعث ميشند طرف از ناراحت كردن من بي اندازه داغون بشه و هي پشيمون بشه و بخواد باهام حرف بزنه و من نخوام باش حرف بزنم ، نخوام كه نه نتونم ...
+++++ديروز با داداشام سر اقامت من تو يه كشور ديگه مسخره بازي در مي آورديم اونا از الان خودشون رو تو اون كشوري كه هنوزم معلوم نيس كجاست تصور مي كردند... فكر كن...
++++++ من توي مسنجر عادت ندارم كه اول پي ام بدم يعني سختمه چون خودم اغلب وقت ِ آزاد دارم برام مشكلي نيس كه ديگرون هر وقت خواستند پي ام بدند ولي هميشه با خودم ميگم شايد طرف نخواد با من چت كنه الان... شايد پي ام من براش دردسر بشه ( چون اغلب دوستام كارمند هستند) يا اينكه بخواد بهم بگه الان وقت براي من نداره و به من بر بخوره... اينو كلن جهت اطلاع گفتم احياناً كسي از من نرنجه...