فكر نمي كردم اينقدر پارچه گرون شده باشه نيس من اصلن لباس مجلسي نمي دوزم و خيلي راحت تو مراسما شركت مي كنم و الانم كه حدود دو ساله يه عروسي درست حسابي نرفتم از دنياي اين مسائل بي خبرم... ديروز كه با دخمل عمه ( عروس خانوم) رفتيم اين پاساژاي پارچه سرم سوت كشيد بس كه نرخ پرسيدم و ارقام نجومي شنيدم... واسه يه لباس مجلسي دستمزدي كمتراز ۱۵۰ نمي گيرند اين خياطا... به دخمل عمه مي گفتم من و تو اصلن چرا رفتيم اينهمه به خودمون سختي داديم و درس خونديم حالا بازم من يه چيزي... تو كه داري فوق هم مي خوني... جون ِ خودم شيش ماه مي رفتيم دوره خياطي اصلن جهنم ضرر همون آرايشگري الان نونمون تو روغن بود تازه كلي كلاس هم واسه آدم مي زارند كه وقت ندارند... خولاصه واسه يه لباس ۱۰۰ تومن شد پارچه اش البته به غير از تور كار شده كه اونم لابد خدا تومنه...

اونوقت من به خودم فكر ميكنم ... لباس نامزدي كه اصلن نخريدم همون لباس مجلسي قبلي كه داشتم رو پوشيدم و به روي خودم هم نياوردم... آرايشگاه هم كه نرفتم چون زن داداش آرايشگري بلده و خودش درستم كرد... واسه مراسم عقد هم كه تو محضر برگزار شد يه لباس آماده ايي واسه عروسي داداش خريده بودم همون رو پوشيدم تازه روش هم مانتو و چادر سفيد و شال سپيد انداختم ... يه آرايشگاه هم تو محله پيدا كردم كه فقط صورتم رو آرايش كنه ... با ساده ترين وضع ممكن رفتيم خونه بخت و هيچ زحمتي و خرجي واسه هيشكي نداشتم... اما تو اين جريانات بهم ثابت شد كه هر چي به زحمت بدست بياد قدرش بيشتر دونسته ميشه خصوصن در اين موردا...

ميشه يه مارك خوب و قيمت مناسب لوازم آرايش به من معرفي كنيد تا منم به اين عروس خانوم بگم بره همون روبخره من كه والا از ماركا سر در نمي يارم زيادم اهل رنگ و لعاب نيستم و واسه مراسما اكثر مي رم آرايشگاه و خودم رو راحت ميكنم...

آهنگ جديد مهرنوش با نام نرو رو هم از دست ندين...

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۹/۰۴/۰۸ساعت ۹:۹ ق.ظ  توسط فَ فَ  |