در مورد گم و گور كردن اموال و دارائي هام اينجا زياد نوشتم و ايندفعه هم داستان در مورد گم كردن يك فقره چك 100 هزار تومنيه... يعني من هرچي از ديشب تا حالا به اين مغزم فشار مي يارم اون 1 ديقه پرداخت پول بابت كولر اسپيليت به ذهنم نمي رسه كه چه اتفاقي افتاد ... من چند تا ايران چك به فروشنده دادم؟ روي سه و چهار بحثه... حتي داداشم هم يادش نمي ياد...

اونوقت فروشنده كلي شاكي شده كه من پول ِ مردم خور نيستم... حالا هي تو بيا ثابت كن بهش كه بابا شايد سرت شلوغ بوده ما اضافي پول داديم تو هم حواست نبوده....

البته احتمالاي ديگه هم هست كه اونا قوي نيس... مثل اينكه از كيف پولم افتاده باشه خصوصاً توي بانك... تو تاكسي... تو محل كار يا هر جاي ديگه...

خولاصه فاتحه اين صد تومن عرق جبين و علف خرس و چرك ِ كف دست رو خونديم...رفت پي كارش... ار ديشب تا حالا دوستم با اس ام اس و بابا با حرفاش مثلن دلداريم ميدند مي دونم زياد نيستا اما حاصل 12 ساعت كار كردنه يك چهارم حقوق ماهيانه ام ...


اينم عكسش واسه يادگاري!


خونه رو بسيج خانواده واسم تميز كاري كردند... از خوبياي اين ساختمون هرچي بگم بازم كمه... اولاً كه آيفون نداره پس هركي مي ياد خونه ام خرج موبايلش ميره بالا... دوماً كليد ورودي رو ندارم پس بعيد نيس ظرف اين چند روزه يه باربي بشم چون با وجود آسانسور بايد پله پيمائي كنم ...آسانسورش قاطه... قاط يعني به جاي پاركينگ طبقه اول مي ايسته و كلن طبقه چهارم كه من ساكن هستم تو حافظه اين بالابر نيس... يا سه مي ايسته يا هم پنج... كدر كل يه ساختمون زرشكيه بدون هيچ گونه شيشه ايي ... يعني از موقعي كه ميري بالا تا وقتي ميري داخل واحد ملت مي تونند يه انيميشن درست و درمون ببينند خصوصن در مورد مني كه هر دفعه تمام محتويات كيفم رو بايد بريزم بيرون تا اين كليد رو پيدا كنم...


برگشتم به سال 84 كه پياپي فقط و فقط "قدغن" شهيار قنبري گوش ميدادم
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۹/۰۲/۲۶ساعت ۱۱:۶ ق.ظ  توسط فَ فَ  |