دیروز برای اولین بار رفتم حجامت ... از خیلی پیشترا یادم می یومد که یه دکتر متخصص داخلی حجامت انجام میداد اما نه اسمش به ذهنم می رسید و نه نشانی مطبش... تا اینکه پریروز دفترچه بیمه قدیمیامو کلی زیر و رو کردم تا یه اسم دکتر ناآشنا پیدا کنم...خوشبختانه از بین اینهمه دکتر دوتاشون فقط جدید بود شماره اولی رو از 118 گرفتم و زنگ زدم به خانوم منشی میگم ببخشید دکتر فلانی متخصص چی هستند... میگه داخلی حجامتم انجام میده و من فریاد می زنم آره خودشه من دنبال همین بودم... خلاصه دیروز نوبت داشتم... دکتر سابقه بیماریهای قبلی ام رو می پرسه و من یه کلکسیون بیماری واسش ردیف میکنم... و در ضمن اینکه برای سرگیجه و یکی دیگه تا حالا نتیجه درستی از درمان نگرفتم...کلی بهم امیدواری میده که با چند جلسه حجامت مشکلم تا حد زیادی کم میشه...
به یه اتاقی وارد میشم و پشت به خانومه خوابیدم این واسه من که توی این کارا خیلی کنجکاوم یعنی فاجعه چون نمی تونم از کارشون سر دربیارم... فقط می فهمم که یه خراشی ایجاد میشه و بدنم یهو سرد میشه بعد از چند دیقه هم پانسمان میشه و تازه یه کمی سوزش رو حس میکنم... خانومه به دلیل کم خونی و سرگیجه ام یه خورده نگرانه... بهش اطمینان میدم که حالم خوبه 5 جلسه دیگه باید برم واسه حجامت... فکرکنم جلسه ایی 10 تومن هم هزینه اشه... همشهریای همسرم اینجا هم توی نوبت هستند و یه جوری نیگام میکنند که یعنی ما تو رو می شناسیم به روی خودم نمی یارم و یه لبخند ژوکوند مصنوعی تحویلشون میدم...
تو دوتا مرکز خرید می چرخم به دنبال مانتوی تابستونه سفید و یه کیف که به جای بند دسته چوبی داشته باشه... کیف رو پیدا نمی کنم اما از یه حراجی یه مانتو سفید می خرم که با دیدن یه مانتو خوشگلتر در بوتیک بعدی از خریدم پشیمون میشم (این عادیه)...
دوستم زنگ زده و دارم تلو تلو خوران تو مرکز خرید در مورد حجامت بهش میگم... میگه تو دیوونه ایی آخرش بدنت عینهو معتادا سوراخ سوراخ میشه...
کارت گرافیک سیستم محل کارم به فنا رفته و معلوم نیس تا کی سیستم روبراه میشه مجبورم از صبح دنبال سیستم خالی بگردم واسه دو لقمه اینترنت(!)