بی نهایت نگران حالش بودم...

شش سال پیش باهاش آشنا شده بودم خیلی اتفاقی همونجوری که خیلی اتفاقی هم ازش جدا شدم...

حالا اون چندسالی هست که متاهل شده... دوتا پسر کاکل زری داره... 400 میلیون چک برگشتی باعث شده بوده که پدرش براش یه شرط بزاره و اینکه اگر ازدواج بکنه پدرش تمام بدهی رو پرداخت میکنه و اون به خواست پدرش تن داده...علیرغم اینکه تصمیم گرفته بود تا ابد مجرد بمونه ، علیرغم اینکه طومور داشت و باید چندسالی یه بار عمل می کرد...

وحشتناک ترین قسمت ماجرا اینه که : " وقتی رفتی فهمیدم چی رو از دست دادم... فهمیدم چقدر دوستت داشتم اما نتونستم پیدات کنم..."

دیروز
ما زندگی را
به بازی گرفتیم
امروز، او
ما را ...
فردا ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۹/۰۱/۱۵ساعت ۸:۱۷ ق.ظ  توسط فَ فَ