اگر جویای حال جمعه پیش از امتحان ارشد ما می باشید باید عرض بنمایم جمعه ایی که بر من رفت (!) پر بود از غنودن ( خودشه؟) و آرمیدن و افقی بودن در رختخواب اونم به مقدار نامتنابهی که دیگه خودم از خودم بدم اومده بود... و در بین دو نیمه از خوابمان فیلم خون بازی دیدیم... فارسی وان را هم اضافه بنمائید با مقداری البسه و ظرف شوئی و همان دولقمه ناهار نذری و اتوی موهای وز شده ... چی ؟ درس چند صفحه خوندم؟ شما بفرما چند خط... اصلن راه نداره نه جون خودم... فکر کنم چون کتابام در تیر رس دید نبود و فاصله اش با من در حد یه راهرو بود نخوندمشون...
تا باشه از این جمعه های پیش از ارشد....
- آتی از داداش آزیتا خوشش نیومد ... دوتاشون آخه ظاهرپسند بودند...آره جونم یعنی هیچی به هیچی
- داداش همچنان بیکار هستش ...
- تلفن خونه دو سه روزیه که چند ساعتی وصل میشه ایول به شرکت مخابرات که به فکر جیب و قبض آخر ماه من هستش...(همگی با هم ایول ایول)
بعدتر نوشت: آهنگ الکی از سیاوش رو شنیدین؟ دانلودش کردم حالا می خوام گوش بدم بهش ناخود آگاه دستم میره رو ولوم جت آدیو ... بعدش یادم می اد اینجا محل کاره ها...چیکار کنم آهنگ با ولوم پائین تو کتِ من نمی ره؟