آمدیم به منزل دردهای وحشتناک از عمل دیسک شروع شد شب اول دوست پرستارم مورفین زد ...

مشکل یکی دوتا نبود مادرم هرگز راضی به راه رفتن نمیشد ... گمربند طبی تجویز شد مادرم لجبازی اش به صد رسید و گفت زیر بار حرف زور نمیروم و نمیبندم ...‌

مادرم میخواست تمام مدت فقط بنشیند و کم کم دچار زخم بستر شد

دکتر داروها را تغییر داد همچنان خواب نداشت و شب تا صبح بیداری کشیدیم با ناله هایش

تا روزیکه از درد دوباره در بیمارستان بستری شد ۵ روز تمام در بیمارستان همراهش ماندیم

آخر سال است و در حال جابجایی بیمارستان به ساختمان جدید بودند مادرم مرخص شد...

+ نوشته شده در  جمعه ۱۴۰۲/۱۲/۲۵ساعت ۱:۳۴ ق.ظ  توسط فَ فَ  |