.

بچه ها جون باز صبح زود اوبر گرفتیم و رفتیم ایستگاه قطار ...

اول خودمونو گشتن بعد کوله ها رو گذاشتیم رو ترولی و سگا بو کشیدن

بعد از ایکس ری رد کردیم و بله اونجا چاقوهای ماسایی و چاقوی طبیعت منو گرفتن ضبط کردن که موقع برگشت تحویلمون بدند درینک هم تو قطار ممنوعه...

ما سوار قطار شدیم ... قطار اتوبوسی... هر ۶ صندلی دور یک میز...

جاهامون تعیین شد اینجا و در طول سفر پسرا برای جادهی کوله ها خیلی همکاری کردند واقعا بدون اونا این کوله های سنگین بلای جون بود هرچی هم کنسرو میخوردیم کوله ها سبک نمیشدن چرا؟

۴۸۸ کیلومتر فاصله بود... صبحانه ها رو اوردیم رو میز لقمه گرفتیم و بعد همه خسته ها نشسته خوابشون برد...

کمی با مردم محلی صحبت کردیم...قطار تمیزی بود خدماتی را به را با تی و جارو می افتاد به جون قطار اینکه ما مربا ریختیم و زمین چسبناک بود هم در این قضیه بی تاثیر نبود🫠

رسیدیم بالاخره و حرم هوای گرم و شرجی بندر زد زیر دماغم و آخ که انگار خود بندر بود آفتاب داغ و نگم برات ... اوبر گرفتیم برای جایی که رزرو کرده بودیم ... آخ جون استخر داشت 🩱👙

لیدر و مهدی رفتن خرید ... ناهار خوردیم و بعدش رفتیم ساحل ... خستگی سفر قرار بود اینجا رفع بشه مایو داشتم و پرچم کنیا که بستم رو مایو ...

بچه ها چه ساحلی چه ساحلی ماسه های شیری رنگ، آبی عجیب آب، آسمون صاف و هوای مطبوع گفتن تو آب توتیا میزنه پا رو...اینجا اقیانوس هند بود... کمی رفتم تو آب نشستم و پریدم بیرون...

گفتم که من عاشق حرف زدن با محلیام چندتا دوره گرد اومدن یکیشون نارگیل تازه داشت دیدمش و بیاد سری لانکا افتادم و یه نارگیل سفارش دادم یارو آماده اش کرد و بهم گفت واسه ماما آو کنیا تخفیف🤣🤣🤣 بخاطر همون پرچمه...

از اونجاییکه به ما نیومده ریلکس باشیم و یه روز دیر پاشیم یه گشت دریایی ثبت نام کردیم گفت صبح ساعت ۶ میام دنبالتون

خوب دیگه برگشتیم محل اقامت و بعدشم رفتیم کلاب محلی ابی گذاشتیم خودمون رقصیدیم ... برگشتیم و رفتیم تو استخر من قسمت بی عمق بودم و بچه ها کمک کردند به فوبیا غلبه کنم و لذت ببرم ...آخ اگر روزی من ترسم بریزه و شنا یادم بگیرم رقص کنان تا ساحل میرم... ببین آب محل اقامت با آب دریا فرقی نداشت یعنی حمام و استخر و دریا هرسه یه آب بودند اونم آب شور... آب شوری که بریزه روی زخم آفتاب سوخته آخخخخ که چقدر اذیت شدم و عار نداشتم... خوابیدیم و علی الطلوع پاشدیم صبحانه ۵ صبح نخوردی عاشقی یادت بره😅😅😅😅...بریییییم

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۴۰۲/۰۳/۳۱ساعت ۱:۵۷ ق.ظ  توسط فَ فَ  |