.
امروز برناممون هلز گیت و دریاچه نایواشا بود و دوباره دوتا اوبر خبر کردیم لباسی که برای دوچرخه سواری پوشیدم یه سرهمی و البته چون فکر میکردم سرده لگ مشکی هم همراهش و بعد این لگ شد فرشته ی نجاتم ...
ما هرچی به اوبرا می گفتیم با هم راه بیفتید و حرکت کنید اصلا گوششون بدهکار نبود بعدم اکثرا تو مسیر اتفاقی می افتاد که باید همو میدیدیم در صورتیکه همو گم کرده بودیم 🤣
البته دوتا سیم کارت داشتیم که بین دوتا ماشین تقسیم می شد ... هر سیم کارت ۲۰ دلار قیمتشه
خلاصه که راننده ماشین ما دی جی بود و ازش پرسیدم مراسم عروسی دعوت نیستی ما رو ببری اونم گفت خودت تنها ؟ گفتم نه دیگه هممون و اونم البته گفت نه عروسیا تو ماه دسامبر هست 😃
دی جی یه دستگاه خفن بغل دستش زیر فرمون داشت و آخ چه موزیکایی
نوشته بودن اگر هر اتفاقی اینجا باعث مرگتون بشه ما مسوولیتی نداریم ...
خوب در جریانید که من تو بندر یه چندساعتی دوچرخه سواری تمرین کردم تو هوای طوفانی ...
اونجا دوچرخه نمره ۲۴ برداشتم همین یکی خوب بود که زینش البته نامناسب بود ...
خلاصه از در ورودی شروع کردیم دوچرخه سواری و من دیدم یه راه باریکی فقط به اندازه عبور دوچرخه تو سبزه ها کندن خدایا من چطوری آخه به این فرمون مسلط بشم ...
تمام ذهنمو و تمرکزمو گذاشته بودم فقط برای اینکه صاف برم و مثل مستا فرمون تو دستم نچرخه اما مگه میشد هی زیگزاگ و هی داغون امان از وقتیکه دوچرخه یا ماشین بهم نزدیک میشد هول میکردم ...
دوبارم که خوردم زمین بار اول کلاهم افتاد تو دور زدن افتادم سر زانوی لگ پاره شد و کف دستم داغون
بار دوم قشنگ داشتم می رفتم از تپه بالا که برم پیش زرافه ها😆😆😆 و معتقد بودم دوچرخهه خودش میره
هوا بشدت گرم بود و مردم محلی میگفتن گرمترین روز بوده تو این اواخر...
مناظر عالی ، حیوونا آزاد ، ولی گرم و آفتاب تیز و آب هم تموم کردیم ببین در این حد که همه با دوچرخه مسیر رو میرن به عشق دیدن آبگرم و چه میدونم دره های ته مسیر ما به اونجا رسیدیم بچه ها گفتن نه خسته ایم حال پیاده روی نداریم و البته ورودی هم ۴۰۰۰ شیلینگ برای راهنما لازم بود عکسا رو دیدیم و لیدر گفت این که قشنگترش تو ایران هست🤣
خلاصه با جمجمه حیوونا عکس انداختیم چند تا کرووات رو سوژه کردیم و با اون دوچرخه ها رکاب زدیم برای برگشت ...
اینقدر رکاب زدن سخت شده بود تو سربالاییا که حقیقتا چندباری پیاده اومدم ...
به همون نقطه اول مسیر رسیدیم و باورم نمیشد که از پسش بر اومدم ...
سریع سوار ماشینا شدیم و هرچی آب میخوردم هیچ