مادرم جوری دارد برای یلدا برنامه ریزی میکند که انگار جشن واقعی است یکبار دستور میدهد رنگ مو برایش بگیرم باردیگر خوراکی های یلدا را یاداوری میکند لباس همه چیز من که این حالات روحی را درک نمیکنم
شاید عزای نگرفته برای خاله ام دارد موجب این رفتارها میشود
هرروز به من زنگمیزند و میگوید غصه نخور به او میگویم باشه راستش هیچ جوابی ندارم برایش و حوصله بحث هم ندارم هرچیزی غیر از باشه او را خشمگین میکند و عصبی و باعث میشود جیغ و داد و فریاد بکشد
همین باشه باشه گفتنها هم مادرم را متقاعد کرده که حرف حرف خودش است
من امسال واقعا از ته دلم حوصله یلدا را ندارم حوصله شب تولدم را ندارم