رسید به جاییکه دونه دونه وسایل زندگیمو فروختم و فقط اسم مبادله وسایل با خوراکی روش نبود وگرنه نیت همان بود
رسید به جاییکه رژیم گرفتم و اسم فقر روش نبود وگرنه همون فقر نمیگذاشت بری رستورانای آنچنانی ،بری کافی شاپ ، خوب زندگی کنی و دغدغه پول نداشته باشی
رسید به جاییکه پیاده بری چون کرایه تاکسی نداشتی اسمش شد پیاده روی برای سلامتی وگرنه نیت همون نداری بود
رسید به جاییکه دستفروشی کنی برای امرار معاش اسمش شد عرضه هنر وگرنه نیت رفع نیازهای مادی بود
رسید به مو پاره بشه یا نشه رو خدا داند
و حیف اینجا رو کسانی میخوانند که من را میشناسند گاهی میگم کاش راحت بودم تو صفحه خودم