امروز مادرم گفت پدرت حق ندارد من عزادار و بیمار را ول کند به امان خدا و برود خانه باغ برای خودش استراحت این در حالی بود که با داد و بیداد پدرم را از خانه فراری داده بود و البته که پدرم هم در عصبانیتش بی تقصیر نبود
و شما نمیدانید ۴۲ سال پدر و مادرت با هم مشاجره کنند و فقط به خود فکر کنند و از موضع خود کوتاه نیایند یعنی چه