بالاخره به مادرم خبر فوت خاله ام را گفتم یه دسته گل نرگس براش خریدم کلی مقدمه چینی کردم و گفتم
مادرم در مرحله انکار است باور نکرد به دختر یکی دیگه از خاله ها زنگ زدم و گفتم تا برایش بگوید و به باور برسد
برادرم از راه رسید و گفت دروغ است باور نکنید (مثلا میخواست به مادرم دلداری دهد)
ما خانوادگی بلد نیستیم تسلی بدیم خبر مرگ بدیم عزاداری کنیم و حتی رفتارهایمان هم مناسب عزا نیست