زندگی خلاصه شده تو اینکه بچه بیاری و با رفتارات بچه رو بسایی و روز به روزم بدتر بشی
خشمت رو سر وسایل خونه فقیرانه ات خالی کنی هی وسایل رو خراب کنی هی بقیه رو بزحمت بندازی که یا تعمیر کنن یا برن نو بخرن چرا چون وقت و بیوقت زنگ بزنی وسیله ام خراب شده و اصلا هم به کارات فکر نکنی چون فکر کردن درد و رنج داره تهش میگی ببخشید و اون بچه بدبخت چون تو پدر و مادرشی تربیت تخمیش اجازه نمیده نبخشه و ولت کنه