خریدم و خریدم ... یعنی نه ... خریدند برام... همون دوربین دیجیتال رو که یکماه پیش قرار بود بخرمش... از این ببعد عکسامو با اون می گیرم... باید به فکر یه کلاس آموزش عکاسی هم باشم... البته امیدوارم کانن من رو از انتخابم پشیمون نکنه...

طبق معمول اگه مشخصات دوربین رو می خواید از اینجا می تونید مشاهده بفرمائید!
البته در راستای وصالم به این دوربین، هدفون عزیزم رو به همراه کیف MP4 گم کردم ... درسته.. نمیشه که همه خوشیها رو با هم داشت... همیشه باید یه جای کار بلنگه...
Attach1: از ضامن آهو با گریه و التماس خواستم تو شب عزیز میلادش به من یه عیدی بده و ایندفعه عیدی رو خودم مشخص کنم و اونم اینکه روی ماه همسر مرحومم رو توی خواب ببینم و باهام حرف بزنه... و از اونجائیکه جسم پاک همسرم رو پیش ضامن آهو به امانت سپردم، روی من رو زمین نزد و خجالتم داد و همون شب دیدمش ... باهام حرف زد و زنده شده بود و من مثل همیشه داشتم عالم و آدم رو خبردار می کردم... وای عجب شبی بود...