زندگی نکبت باری دارم اینجوریه که دو روز میری تفریح میکنی برمیگردی ننه بابات تو سن شصت و هفتاد سالگی با هم دعوا میکنند بعد زنگ میزنند به تو و اعصابت رو به فنا میدند چهل سال چهل سال چهل سال از بیکاری از خوشی از چیه که نمیتونید همو تحمل کنید کاش ازدواج نکرده بودین و حاصلش من نبودم اه اه اه که ادمو خسته میکنید و مغزشو رنده

+ نوشته شده در  شنبه ۱۴۰۱/۰۳/۰۷ساعت ۶:۴۹ ب.ظ  توسط فَ فَ  |