سالها پیش از سفر فرنگ برای پدرم یک زیرسیگاری آوردم بسیار زیبا و سلطنتی بود معتقد بودم پدرم باید سیگارش را کم کند اما چون دلخوشی اش بود نمیشد قطع شود خلاصه پدرم از این کادو اصلا خوشحال نشد تا چندسال در منزلشان بود و هر وقت من و زیرسیگاری را توامان میدید میگفت چرا پولت را خرج بیخود کردی این چیه که آوردی روزی بهش گفتم اجازه میدهی این را ببرم برای دکور منزلم؟؟؟؟ گفت ببر برای خودت...
آوردمش و از آن سال برای زیرسیگاری دنبال مشتری گشتم تا بالاخره امروز فروختمش به یک مشتری داش مشتی که از سایت دیوار آمده بود... رفت آنجا که باید...