کم کم دارد معضلها خودنمایی میکند
زن بارداری از طریق دیوار خواست از من شلوار بخرد عکس انتخاب کرد و 11 شب آمد چون همسرش ان موقع تعطیل میشد رعایت حالشان را کردم امدند یک شلوار بردند فردایش زنگ زد که رنگ شلوار پسندم نیست آمد تعویض کرد با مادرش
مادرک دو شلوار هم برای خودش خرید گلدار... روز بعد زن باردار پیام داد که شما شلوار آبی موجود داشتید به من نگفتید هیچ وقت نمی بخشمتان 🙄گفتم شما شلوار بارداری میخواستید نه لگ خلاصه ما را نبخشید و رفت...
امروز مادرش زنگ زد جایی بودم گفت بچه هایم شلوارهای من را نپسندیدند و میخواهم بیارم تعویض کنم من هم از آنجایی که در بندر نبودم گفتم مسافرتم و معلوم نیس کی برگردم
یک شلوار خانگی ناچیز و اینهمه عوض کردن