در دنیای موازی من دخترکی هستم که با دوچرخه اش در یک جزیره کوچک و شاد و سبز زندگی میکند

کلبه چوبی خانه آنهاست و همه خوراکیهای مایحتاجشان را خودشان پرورش میدهند من مدیر یک مرکز توانمند سازی هستم و در جزیره به همه صنایع دستی آموزش میدهم در جشنواره ها شرکت میکنم و برند مطرح جزیره ما سر و دست شکن است

در جزیره من شنا میکنم و با موجودات دریایی حرف میزنم جزیره پاک و آب زلال است

ما فقر نداریم چرا که همه با هم مبادله کالا با کالا دارند در جزیره من کسی با خوردن بستنی عشایر چاق که نمیشود هیچ لاغرتر هم میشود😜

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۴۰۰/۰۲/۱۳ساعت ۲:۱۱ ق.ظ  توسط فَ فَ  |