بیست و هشتم ماه است و من هنوز دارم خانه تکانی میکنم 

از خصوصیات دی ماهی هاست که باید کاری که شروع کرده اند را به اتمام برسانند گفته بودم که یک هفته ای خانه تکانی را تمام کنم ولی آشپزخانه مهمترین و پرکارترین بخش خانه باقی مانده .

برای عید هم فکری کردم که مادرم برای روز اول عید بیاید پیشم مادرم هیچ تصوری از کرونا ندارد همچون بچه کوچکی بهانه دیدو بازدید و عیدی گرفتن دارد و همه مراسم حالا تو هرچه هم بگو این ویروس لعنتی بی پدر مادر است.

عروسک هزارپا دارد کم کم به اتمام می رسد.

دوستم همانکه با او راحتم آمد دم درب که گردنبندش را ببرد به او گفتم که دلم برای دورهمی هایمان تنگ شده برای همه مسخره بازی ها ،آشپزی ها،پانتومیم ها،جنگا،منچ،کشمکش،رقصها،موسیقی ها ،سفرها تنگ شده...اشک در چشمهایمان جمع شد.ما کجا و یکجا راکد بودن کجا...

خلاصه روغن زده ام به موهایم و نشسته ام به مراقبه ،دانلود فیلم،بافتنی،تیست طعمهای تازه مثل دانه چیا 

و خوشحال م که امروز بالکن را شسته ام پرده را شسته ام.گلها را مرتب کزده ام و یکی یکی از وسایلم کم میشود.

هفت سین میچینم با هرآنچه در خانه دارم .

مواظب خودتان باشید شاید فردایی نباشد..

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۸/۱۲/۲۹ساعت ۱۲:۳۵ ق.ظ  توسط فَ فَ  |